• انفارکتوس (Infarctus) به معنی مرگ قسمتی از نسج بدن که جریان خون به آن قطع شده باشد و در فارسی معادل سکته قلبی.
  • اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open). به معنی باز، گشوده (در، پنجره، کتاب، و غیره)
  • اورژانس (urgence) به معنی فوری، اضطراری (فوریت های پزشکی).
  • اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.
  • ایده (idée) به معنی نظر، عقیده. مثلاً mon idée نظر من.
  • آباژور (abat-jour)
  • آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی. به معنی آماس، ورم و التهاب چرکین.
  • آژان (agent)
  • آژانس (agence)
  • آسانسور (ascenseur)
  • آلرژی (allergie) به معنی حساسیت
  • آمپول (ampoule) به معنی سوزن (سوزن در بسیاری از روستاهای ایران هنوز متداول است که معادل خوبی برای آمپول است. مثلاً می‌گویند دکتر به من سوزن زد.
  • آناناس (ananas)
  • آنکادر کردن (encadrer)
  • آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است. به معنی امتیاز نیز هست.
  • آوانس (avance)

     ب

    • باسن (bassin)
    • باکتری (bactérie)
    • بالکن (balcon)
    • بانداژ (bandage)
    • بلیت (billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ می‌شود
    • برس (brosse)
    • بروشور (brochure)
    • بلوز (blouse)
    • بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک
    • بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.
    • بوفه (buffet)
    • بولتن (bulletin)
    • بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!
    • بیگودی (bigoudis)

    پ

    • پاپیون (papillon) به معنی پروانه
    • پاتیناژ (patinage)
    • پاساژ (passage)
    • پاندول (pendule)
    • پانسمان (pansement)
    • پاویون (pavillon)
    • پروژه (projet)
    • پروسه (processus)
    • پلاک (plaque)
    • پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
    • پماد (pommade)
    • پنس (pinces)
    • پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.
    • پونز (punaise)
    • پوئن (point) به معنای امتیاز
    • پیژامه (pyjama) خود در اصل از فارسي پاي جامه
    • پیست (piste)

     ت

    • تابلو (tableau)
    • تن (ماهی) ((thon)
    • توالت (toilette)
    • تومور (tumeur)
    • تیره یا خط تیره (tiret)
    • تیراژ (tirage)

     د

    • دز (dose)
    • دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است
    • دیپلم (diplome)
    • دیسک (disque)
    • دیسکت (disquette)

    ر

    • رادیاتور (radiateur)
    • راندو
    • رژیم (régime)
    • رستوران
    • رفراندوم (référendum)
    • رفوزه (refusé)
    • روبان (ruban)
    • روب‌دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.

     ژ

    • ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.
    • ژانر (genre)
    • ژست (geste)
    • ژله (gelée)
    • ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
    • ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.
    • ژیله (gilet)

     س

    • ساتن (satin)
    • سالن (salon)
    • سس (sauce)
    • سنکوپ (Syncope)
    • سوتین (soutien gorge)
    • سوژه (sujet)

     ش

    • شاپو (chapeau)
    • شارلاتان (charlatan)
    • شاسی (châssis)
    • شانس (chance)
    • شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است
    • شما (Schéma) به معنی نمودار
    • شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است
    • شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.
    • شوفاژ (chauffage)
    • شوفر (Chauffeur)
    • شومینه (cheminée)

     ص

    • صابون (savon)
    • صندل (sandale)

     ط

    • طلق (talc)واژهٔ فارسی است

     ف

    • فابریک (fabrique) به معنی کارخانه و در فارسی معادل اصل (original).
    • فلش (flèche)
    • فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

     ک

    • کاپوت (capot)
    • کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه
    • کاسکت (Casquette)
    • کافه (café)
    • کافه گلاسه (café glacé)
    • کامیون (camion)
    • کامیونت (camionnette)
    • کاناپه (canapé)
    • کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.
    • کراوات (cravate)
    • کرست (corset)
    • کریدور (corridor)
    • کلیه (Collier) به معنی گردن‌بند و cou به معنی گردن است.
    • کمدی (comédie)
    • کنسانتره (concentré)
    • کنسرو (conserve)
    • کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است
    • کنکور (concours)
    • کودتا (Coup d'État)
    • کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.
    • کورس (course)
    • کوسن (coussin) به معنی نازبالش

    گ

    • گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است
    • گارسون (garçon)
    • گیشه (guichet)

     ل

    • لژ (loge)
    • لوستر (lustre)
    • لیسانس (licence)

    م

    • مامان
    • مانتو (manteau)
    • مانکن (mannequin)
    • مایو (maillot)
    • مبل (meuble)
    • مرسی (merci)
    • مزون (maison) به معنی خانه است
    • مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.
    • موزه (musée)
    • موکت (moquette)
    • میزانسن (mise en scene)
    • میلیارد (milliard)

    ن

    • نایلون (nylon)

     و

    • واژن (vagin) به معنی آلت تناسلی زن، کوس، فرج زن.
    • وانیل (vanille)
    • ویتامین (vitamine)
    • ویتامین (vitamine)
    • ویترین (vitrine)
    • ویراژ (virage)
    • ویروس (virus)
    • ویلا (villa)