فهرست واژههای فرانسوی در زبان فارسی
ب
- باسن (bassin)
- باکتری (bactérie)
- بالکن (balcon)
- بانداژ (bandage)
- بلیت (billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ میشود
- برس (brosse)
- بروشور (brochure)
- بلوز (blouse)
- بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک
- بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.
- بوفه (buffet)
- بولتن (bulletin)
- بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!
- بیگودی (bigoudis)
پ
- پاپیون (papillon) به معنی پروانه
- پاتیناژ (patinage)
- پاساژ (passage)
- پاندول (pendule)
- پانسمان (pansement)
- پاویون (pavillon)
- پروژه (projet)
- پروسه (processus)
- پلاک (plaque)
- پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
- پماد (pommade)
- پنس (pinces)
- پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.
- پونز (punaise)
- پوئن (point) به معنای امتیاز
- پیژامه (pyjama) خود در اصل از فارسي پاي جامه
- پیست (piste)
ت
- تابلو (tableau)
- تن (ماهی) ((thon)
- توالت (toilette)
- تومور (tumeur)
- تیره یا خط تیره (tiret)
- تیراژ (tirage)
د
- دز (dose)
- دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است
- دیپلم (diplome)
- دیسک (disque)
- دیسکت (disquette)
ر
- رادیاتور (radiateur)
- راندو
- رژیم (régime)
- رستوران
- رفراندوم (référendum)
- رفوزه (refusé)
- روبان (ruban)
- روبدشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.
ژ
- ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.
- ژانر (genre)
- ژست (geste)
- ژله (gelée)
- ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
- ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.
- ژیله (gilet)
س
- ساتن (satin)
- سالن (salon)
- سس (sauce)
- سنکوپ (Syncope)
- سوتین (soutien gorge)
- سوژه (sujet)
ش
- شاپو (chapeau)
- شارلاتان (charlatan)
- شاسی (châssis)
- شانس (chance)
- شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است
- شما (Schéma) به معنی نمودار
- شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است
- شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.
- شوفاژ (chauffage)
- شوفر (Chauffeur)
- شومینه (cheminée)
ص
- صابون (savon)
- صندل (sandale)
ط
- طلق (talc)واژهٔ فارسی است
ف
- فابریک (fabrique) به معنی کارخانه و در فارسی معادل اصل (original).
- فلش (flèche)
- فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.
ک
- کاپوت (capot)
- کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه
- کاسکت (Casquette)
- کافه (café)
- کافه گلاسه (café glacé)
- کامیون (camion)
- کامیونت (camionnette)
- کاناپه (canapé)
- کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.
- کراوات (cravate)
- کرست (corset)
- کریدور (corridor)
- کلیه (Collier) به معنی گردنبند و cou به معنی گردن است.
- کمدی (comédie)
- کنسانتره (concentré)
- کنسرو (conserve)
- کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است
- کنکور (concours)
- کودتا (Coup d'État)
- کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار میرود.
- کورس (course)
- کوسن (coussin) به معنی نازبالش
گ
- گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است
- گارسون (garçon)
- گیشه (guichet)
ل
- لژ (loge)
- لوستر (lustre)
- لیسانس (licence)
م
- مامان
- مانتو (manteau)
- مانکن (mannequin)
- مایو (maillot)
- مبل (meuble)
- مرسی (merci)
- مزون (maison) به معنی خانه است
- مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.
- موزه (musée)
- موکت (moquette)
- میزانسن (mise en scene)
- میلیارد (milliard)
ن
- نایلون (nylon)
و
- واژن (vagin) به معنی آلت تناسلی زن، کوس، فرج زن.
- وانیل (vanille)
- ویتامین (vitamine)
- ویتامین (vitamine)
- ویترین (vitrine)
- ویراژ (virage)
- ویروس (virus)
- ویلا (villa)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۳ ق.ظ توسط
|