احمدک

معلم چو آمد، بنا گه کلاس، چو شهری فروخفته خاموش شد

سخنهای ناگفته کودکان، به لب نارسیده، فراموش شد
**********
معلم زکار مداوم مدام، غضبناک و فرسوده و خسته بود

جوان بود و در عنفوان شباب، جوانی از او رخت بر بسته بود
**********
سکوت کلاس غم آلود را ، صدای درشت معلم شکست

ز جا احمدک جست و بند دلش ، بدین بی خبر بانک ناگه گسست
**********
بیا احمدک درس دیروز را ، بخوان تا ببینم که سعدی چه گفت

ولی احمدک درس نا خوانده بود ، به جز آنچه دیروز آنجا شنفت
**********

ادامه نوشته

متن سنگ




متن سنگ قبر پروين اعتصامي
آنكه خاك سيه اش بالين است
اختر چرخ ادب پروين است
گرچه تلخي از ايام نديد
هر چه خواهي سخنش شيرين است
 
***

ادامه نوشته